صورتى كه با آن اسباب و اثاثيه باشند اين پادشاه مقتدر را باقوام دولت
مقايسهء پادشاه انگليس با حضرت سليمان و ذو القرنين
و منافع سالى تا چهار صد و هشتاد كرور ، چگونه اسباب و اوضاع سلطنت خواهد بود . الحق بجز حيرت به جهت ما هيچ خبر نبود . بلى ظاهر اين است كه بجز حضرت سليمان على نبينا و عليه السلام كه به علت فرمانبرى ديو و دد ميسر داشت كه از معادن طلا و نقره و جواهرات بيرون آورد ، سلطان ديگر را اينقدر دولت و وسعت سلطنت نبوده است . اگرچه از هزار يكى و از بسيار اندكى را ميسر نگشت كه ملاحظه كنيم ولى از آنچه ديديم و ملاحظه كرديم و اجمالا سياحتى شد . دانستيم كه اسكندر ذو القرنين قدرتى در ساختن سد ياجوج از طلاى ناب به كار نبرده و تصديع نكشيده چنانچه آن طلاها را ميخواستند كه چنان سدى بسته باشند چهار مساوى چنان سد ممكن بود بسته شود .
در اثناى گردش در عمارات شاهى ملكهء زن پادشاه كه دختر يكى از سلاطين نمسه ميبود « 1 » برادر خود را كه شاهزادهء نمسه باشد نزد ما فرستاد كه شاهزادگان را ملاقات كرده باشيم . گفتم ما را خوش است كه به خدمت ملكه رسيده باشيم . بعد از چند دقيقه ملكه با جمعى دختران و زنان اكابر تشريف آوردند او را ملاقات كرده تعارفى كه سزاوار و لايق بود بظهور رسانيديم او نيز كمال محبت و مهربانى را به عمل آورده قدرى با
ملاقات با برادر ملكه
يكديگر در عمارات شاهى گردش نموده و صحبت با يكديگر داشته كمال مهربانى و التفات را ظاهر نمودند . مهماندارى از ندماى شاهى و برادرش
هامش
( 1 ) - نسخه اصل و مجلس : نمسه است .