را در اتفاق « 1 » ما روانه كرده ما را در عمارات عالى به جهت نهار خوردن بردند . تمام اوضاع و اسباب نهارخانه و ظروف كلا از طلاى احمر ، بطريقى آن ظروف را ساخته بودند كه عقل تصديق نميكرد كه اين كار در قوهء بشر باشد و از هر قسم مطبوخات و مأكولات در ميان آورده صرف شد .
بعد از آن قدرى ديگر در آن قصرهاى فلك دستگاه سير كرده و كليساى عظيمى رفتيم « 2 » كه آن كليسا مخصوص پادشاهان و شاهزادگان
كليساى پادشاهان
بود . هريك از آن سلاطين در آنجا نشانها و چيزهاى قطعه بطريق نذر وقف كرده يادگار از خود گذارده بودند و يكى از دختران شاه « 3 » در عنفوان شباب در آن نزديكى وفات يافته بود و بسيار بسيار صاحب جمال ميبود تصوير او را بر سر سنگ مرمر چنان ساخته بودند كه در خوبى عديل نداشت .
بعد از تماشاى آن كليسا چند گارى با اسبابهاى بسيار خوب بسيار مرغوب از مال پادشاه و ملكه آورده ما را سوار كردند و در آن باغ فردوس نشان و كنار آبها و انهار روان گشته بفاصلهء چهار ساعت به قدر چهل ميل
گردش سواره
متجاوز در ميان آن باغ گردش نموديم . اينقدر مكانهاى غريب و گلذار [ كذا ] و عمارت « 4 » عجيب ملاحظه كرديم كه بتنگ آمديم . هريك از
هامش
( 1 ) - اصل و مجلس : باتفاق
( 2 ) - نسخهء اصل : و در كليسا و نسخهء مجلس : در كليساى عظيمى رفته .
( 3 ) - در ترجمه نام او پرنسس شارلوت ذكر شده . ف .
( 4 ) - اصل و مجلس : عمارات .