سلاطين كه در عهد خود بمكانى مايل بوده مكان و اوضاعش را به همان قسم حيات برقرار داشتهاند و هركس بخواهد رفته تماشا مىكند . كشتيهاى بسيار خوب در آن آبها و انهار كوثر آثار روان گشته از هر گل و رياحين در ميان گلذار باقسام مختلف برپا نموده اغلب از آنمكانها را به نظر اجمال سير كرده ميگذشتيم . چون وقت دير شده بود باز بقصر شاه مراجعت كرده خسته و بيحال گشته ميوه صرف شد با شاهزادهء نمسه « 1 » شكرانه از محبتهاى ملكه و پادشاه را بجاى آورده گفتيم الحق امروز تماشاى غريبى كرديم و لذتها از التفات ملكه برديم . آن شاهزاده گفت شما هنوز هيچ چيز نديدهايد و من ده سال است كه در اين مملكت ميباشم و اغلب در اين باغ باتفاق ملكه ميآيم و سير ميكنم هنوز ثلث از اوضاع عمارات اين قصر را نتوانستهام كه ديده باشم . بارى در آن روز چونكه بسيار گردش كرده بوديم خسته گشته به منزل مراجعت كرديم .
تماشاى بازيهاى سيرك
و يوم پنجشنبهء بيست و چهارم چهار ساعت بغروب آفتاب مانده بخانهء بسيار وسيعى به جهت پاره [ اى ] بازيها و تماشا رفتيم بطريق بيوتات و عمارات اپره و غيره آنجا را مشتمل بر غرفات و طبقات چند ساخته بودند و زياده از چهل پنجاه هزار جمعيت تماشاى آنخانه آمده « 2 » زنان ماهروى با سينههاى برهنه از آن غرفات سر برآورده چون بهشت برين و جمالات
هامش
( 1 ) - اصل و مجلس : شاهزادهء نمسه برادر ملكه .
( 2 ) - اصل و مجلس : و زياده از چهل هزار جمعيت به جهت تماشا در آن خانه آمده .