تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
مىپيچانند كم‌كم هواى ثقيل داخل گنبد مىشود و هواى لطيفش خارج ميگردد . آن گنبد روى به انحطاط آورده نزول مىكند تا در روى زمين قرار مىگيرد ، و ليكن قدرت آن را ندارند كه در هر موضعى بخواهند فرودش آورند و احتياط از رودخانه و دريا مىكنند اقلا نيم فرسنگ لازم است كه آن‌مكان از دريا و رودخانه دور باشد و چندى است كه حكماى فرنگ در فكراند كه تدبيرى كرده باشند كه هرجا بخواهند آن گنبد نزول كند هنوز بخاطرشان نرسيده ولى عاقبت فكرش را خواهند كرد . غرض آن روز تماشاى آن گنبد را خوب نموديم بسيار غريب بود .

ديدار ملكه

و يوم چهارشنبهء بيست و سيم صبح بسيار زود ، سرگوروزلى و مستر فريزه به منزل ما آمده گفتند كه از جانب پادشاه مقرر و مأموريم كه شما را اگر ميل باشد و بخواهيد تفرّج فرمائيد امروز بقصر شاه كه خارج لندن است برده چنان قصرى كه ديدهء روزگار نديده تماشا فرمائيد و ملكه كه زن پادشاه باشد شايق ملاقات شما مىباشد . در آنجا شما را ديده امروز را مهمان پادشاه و ملكه باشيد . بسيار خوب « 1 » گارى آورده سوار گشتيم و روبراه نهاديم . آن روز هواى بسيار خوبى بود و در عرض راه همه‌جا در گلذار [ كذا ] و مرغزار سير كرده و تماشا نموده بعد از طى مسافت سى و سه ميل به آن قصر فلك شكوه رسيده و در عرض راه به خدمت پادشاه رسيده كه بر گارى سوار بود و به شهر لندن ميرفت چون در عرض راه بود تعارفى كه لازم بود به عمل آورده و از يكديگر گذشتيم .
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : گفتم بسيار خوب .