بارى آن قصر در باغى واقع است كه اطراف آن باغ پنجاه و دو ميل كه عبارت از هفده فرسنگ و يك ميل بالا است « 1 » و جميع آن اطراف را به ارتفاع سه ذرع و نيم ديوار آجرى در كمال استحكام برآوردهاند و آن باغ را چهل باب مقرر است و چندين رودخانه در آن باغ جارى است و از هرطرف اين مسافت كه نظر كنى در هفده فرسنگ راه خيابانهاى وسيع بريدهاند . دو طرف آن خيابان نهرهاى عظيم كه آبش بمثابهء گلاب است جارى و بر هردو طرف نهر درختان قوى بنياد كه هريك چون چنار
اوصاف قصر پادشاه
پنجه گشاده و چون سرو آزاد ايستاده و بر روى آن خيابان سايه افكنده كه در آنهمه مسافت به قدر ذبابى « 2 » آفتاب يافت نمىشود و زمين خيابانها را به جهت عبور گارىها صاف و هموار فرش نمودهاند كه شخص را هوس نشستن بر آن خاك مىشود و آنچه تصور شود [ و ] بقوهء مخيله گذرد از انواع گلها و رياحين و اقسام اشجار بساتين درختان سايهفكن و نهالانى كه در مرغزار و چمن موجود مىشود در آن باغ غرس نموده و از دو هزار سال قبل از اين تا به حال هريك از پادشاهانى كه آمده و رفتهاند به قدر قوه تصرف در آنجا كرده و آثارى گذاشتهاند و بر هرطرف بسليقهء خود سيرگاه و نشاطگاهى مهيا نمودهاند . غزالان بسيار و طيور بىشمار در آن باغ رها كرده يحتمل كه بيست هزار آهو و گوزن و مرال در آنجا باشد و طيور آنجا از قبيل كبك و دراج و قرهقاول كه بىحساب ميبود ، در آن
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : با آلات .
( 2 ) - ذباب : پشه . مگس . زنبور . ف . نسخهء اصل و مجلس : بال ذبابى .