قدرت آدمى بعيد ميديد . بارى تماشاى غريبى از آن جواهرات و صنايع نموديم و به منزل مراجعت كرده .
تماشاى بالون و وصف آن
طرف عصر از دريچهء خانه نظاره ميكرديم ، چندين گنبد ملاحظه شد كه خود به خود بر هوا ميروند و در آن گنبد چند نفر نشسته به آسمان صعود ميكنند . بسيار بسيار تعجب كرديم از اينكه سابق بر اين در عجم همچنين صنعتى از ايشان شنيده بوديم . بسيار تمنا داشتيم كه ديده باشيم . از بعضى سئوال كرديم . حقيقت آن صنعت را مشخص نمودم . گنبدى از مقواى بسيار بزرگ و نازك با مشمع ساخته تمام منافذ او را با پاره [ اى ] اجزا محكم گرفته كه مطلقا هوا داخل در آن گنبد نمىشود . بعد از آن يك نفر يا دو نفر در آن گنبد نشسته با آلات و اسباب چند كه ترتيب كردهاند هواى كثيف آن گنبد را بيرون كشيده و با اسبابى ديگر هواى بسيار لطيفى كه از دود شعلهء خفيف حاصل كرده و به عمل آوردهاند در آن گنبد داخل ميكنند چون هواى داخل گنبد از هواى خارجش لطيفتر شود به آسمان بلند مىكنند « 1 » و چنان بالا ميرود كه با دوربينهاى بسيار خوب آن گنبد را به اندازهء نارنجى ملاحظه ميكرديم . بعد از اينكه در در فضاى هوا آن طيران و گردش نمود بهواى بسيار لطيف خواهد رسيد كه الطف از هواى داخل گنبد خواهد بود . بنابراين بالاتر نميرود و در آنجا قدرى بعرض هوا حركت كرده و اشخاصى كه در آن گنبد نشسته اند هرقدر كه بخواهند تماشا و سياحت كرده بعد اندكاندك پيچى دارد
هامش
( 1 ) - نسخهء نفيسى : مىكند .