به قطعه از بلور به الوانى كه مطابق به اصل مىباشد تراشيده و بر بساطى از پرنيان چيده بودند . آنچه ملاحظه شد جواهرى به خوبى درياى نور پادشاه ايران ملاحظه نگرديد .
از همهء جواهرات عالم درياى نور بهتر و بزرگتر به نظر آمد و بعد از آن قطعه الماسى از مال پادشاه انگريز بد نبوده ساير « 1 » اگرچه بىبها ميبودند ولى به پايهء آن دو قطعهء الماس نميرسيدند .
سينما و بزرگنمائى
بارى بعد از تماشاى آن فقرات گفتيم تماشاى ديگرى باقى است يا نه ؟ گفتند تماشاى اصلى باقى مانده ، اينها كه ديدهايد در اين ولايت منسوخ است و خلقى كه بدينطريق در اينجا اجماع كردهاند به علت آن چيزيست كه تازه بظهور رسيده . گفتم بسيار خوب بايد كجا رفت ما را به بالا خانهاى راهنمائى كردند و در آن بالاخانه رفته خانهء بسيار وضيع « 2 » و تاريكى به نظر آمد كه نصف آنخانه را به جهت نشستن مردم تختهبندى كرده ما را به روى تخته نشانيدند و خلقى بسيار از مرد و زن هركس پولى معين دادهاند بر روى آن تختهها آرام و قرار گرفتهاند . ديوار مقابل ما را از گچى بسيار نظيف با اجزاء چند در كمال لطافت سفيد كردهاند بطريقى كه عكس آدمى با وجود آن ظلمت در آن سفيدى پيدا بود و در مقابل آن ديوار ديوارى كه بالاى سر ما بود و پشت بر آن داشتم مانند منشورى سوراخ كرده بودند . چرخى چند در آن سوراخ كار گذاشته از مغناطيس جوهرى لامع
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : ساير نيز .
( 2 ) - نسخهء اصل اين كلمه را ندارد . نسخهء مجلس تنگ .