پشه و شپش و كيك گرفته پشت پارچهء بلورى مسطح آنها را بطريقى كه دست و پاى ايشان در پشت بلور چسبيده باشد قرار داده بودند . آنها را كه دفعه بدفعه در مقابل آن جوهر روشن بازداشتند هيأتى چند و هياكلى به نظر ما ميرسيد كه شرح آن شمه « 1 » در قوهء تحرير نيست كه يكى از آن حيوانات خفيفه « 2 » را به شانزده كرور بزرگ نموده دست و پا و سر و گردن موىهاى غريب از آن جانوران اثبات « 3 » ميشد كه آدمى را قاطع حيات بوده هريك دهان را به هيأتى مهيب باز كرده و گردنى كشيده طورى بود كه وصف آن تحرير « 4 » درست نمىآيد « 5 » و شكل آنها را نيز نميشايد كشيد مگر اينكه آدمى خود ديده و تصديق كند .
بعد از مشاهدهء آن صور غريبه ما را باور نشد « 6 » كه آن عكس از حيوانات مخفيه در آب صافى باشد « 7 » يا اينكه آن هياكل و صور از پشه و كيك لاغر بظهور رسد « 7 » ما خود رفتيم در پهلوى آن چرخها ايستاده شپشها را در مقابل شعاع آورده آن عكسها را تمام به عينه مشاهده كرديم آنوقت تصديق نموديم كه آنچه ديديم حقيقت داشته و شعبده نبوده است در
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : و شمهاى از آن .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : ضعيفه .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : ديده مىشد - نسخهء ديگر اثبات ولى اشبات هم خوانده مىشود .
( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس : بتحرير .
( 5 ) - نسخهء مجلس : نمىآمد .
( 6 ) - نسخهء اصل و مجلس : آنوقت ما را باور شد .
( 7 ) - نسخهء اصل و مجلس : مىباشد . . . ميرسد .