تصاويرى چند كه هرگز در قوهء خيال نيامده و نخواهد آمد . تمام مردمان از كثرت وحشت قوهء نگاه كردن را نداشتند و آن استاد با وقوف كه مخترع اين اوضاع بود چوبى در دست گرفته در پهلوى آن عكسها قريب به ديوار ايستاده به زبان انگريزى يكيك را نشان ميداد و ميگفت اين
توضيحات مخترع دستگاه
آب صافى است كه هر روزه شما ميآشاميد و غافل از قدرت خداوند ميباشيد كه چه مخلوقات را خوراك شما كرده و نمىفهميد و همين طريق گردش روزگار شما را ميكاهد و مىخورد و از عدم قابليت شما تشخيص نميشود يكيك آن نهنگان و جانوران غريب را اشارت كرده مينمود و بيان ميكرد از خوردن هريك چه منفعتى و مضرتى متصور است و ميگفت در اين وهله چهار مليون كه عبارت از شانزده « 1 » كرور باشد آن صورت جانوران محفيه حاصله در آب كه از شدت اختفا و حقارت به نظر ما نمىآيد « 2 » مضاع و زياده مىكند « 3 » كه به اين قدر عكس آن مينمايد . اگرچه آب صافى نمايد
آبى كه ميخوريد
ولى همهء اين تركيبات و حيوانات در آب ميباشند و هر روزه مشروب انسان هستند ، آبهاى تيره و دردآلود كه جاى خود دارد .
خداوند عالم ، عالم است كه در آن آبها چه خواهد بود .
و همچنين « 4 » حيوانات بسيار كوچك ريزه را كه سهلى « 5 » به نظر مىآمد مثل
هامش
( 1 ) - نسخهء مجلس هشت كرور .
( 2 ) - در نسخهء اصل و مجلس : به نظر نمىآيند .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : مضاعف و بزرگ مىشود .
( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس : كذلك .
( 5 ) - نسخهء اصل و مجلس : چيز سهلى .