تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
تصاويرى چند كه هرگز در قوهء خيال نيامده و نخواهد آمد . تمام مردمان از كثرت وحشت قوهء نگاه كردن را نداشتند و آن استاد با وقوف كه مخترع اين اوضاع بود چوبى در دست گرفته در پهلوى آن عكس‌ها قريب به ديوار ايستاده به زبان انگريزى يك‌يك را نشان ميداد و ميگفت اين توضيحات مخترع دستگاه آب صافى است كه هر روزه شما ميآشاميد و غافل از قدرت خداوند ميباشيد كه چه مخلوقات را خوراك شما كرده و نمىفهميد و همين طريق گردش روزگار شما را ميكاهد و مىخورد و از عدم قابليت شما تشخيص نميشود يك‌يك آن نهنگان و جانوران غريب را اشارت كرده مينمود و بيان ميكرد از خوردن هريك چه منفعتى و مضرتى متصور است و ميگفت در اين وهله چهار مليون كه عبارت از شانزده « 1 » كرور باشد آن صورت جانوران محفيه حاصله در آب كه از شدت اختفا و حقارت به نظر ما نمىآيد « 2 » مضاع و زياده مىكند « 3 » كه به اين قدر عكس آن مينمايد . اگرچه آب صافى نمايد آبى كه ميخوريد ولى همهء اين تركيبات و حيوانات در آب ميباشند و هر روزه مشروب انسان هستند ، آب‌هاى تيره و دردآلود كه جاى خود دارد . خداوند عالم ، عالم است كه در آن آب‌ها چه خواهد بود . و هم‌چنين « 4 » حيوانات بسيار كوچك ريزه را كه سهلى « 5 » به نظر مىآمد مثل
هامش
( 1 ) - نسخهء مجلس هشت كرور . ( 2 ) - در نسخهء اصل و مجلس : به نظر نمىآيند . ( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : مضاعف و بزرگ مىشود . ( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس : كذلك . ( 5 ) - نسخهء اصل و مجلس : چيز سهلى .