تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
يوم جمعه يازدهم و شنبه دوازدهم و يكشنبه سيزدهم و دوشنبه چهاردهم معلوماتى سواى نظاره‌كنان و نظاره شدن عيسويان و دختران ترسايان نبود . متصل بهم از طلوع آفتاب تا چهار ساعت از شب گذشته دقيقه [ اى ] نبود كه در پاى آن عمارت كمتر از پنجهزار زن و مرد به جهت تماشاى ما نباشند و آنچه از خواص خواتين بودند اذن دخول حاصل كرده فوج‌فوج دست بدسته نزول در منزل ما ميكردند . بيكدفعه هزار اذن دخول كوكب رخشان در خانهء ما درخشان مىگشت . قوهء باصره نميدانست كدام‌يك را بذائقه ملاقات سپارد و لامسه در مصافحه دستان بلورين و سواعد سيمين متحير ميبود كه بچه دستان داستان بازد « 1 » .
پنجه با ساعد سيمين نتوان افكندن * غايت جهل بود مشت زدن سندان را
و قوهء حافظه كه چندى چون گدايان سامره در عدم نظارهء جمال نكورويان عاطل و افسرده ميبود ، در آن‌وقت در حفظ آن تمثالهاى بى مثال و ذخيرهء آن جمالهاى پرغنج و دلال بستوه و ملال آمده و مردد بود كه چه نوع از دلربائى آن دلبران مهوش را ضبط نمايد :
بچه عضو تو زند بوسه نداند چه كند * بر سر سفرهء سلطان چه نشيند درويش
و حس مشترك از اشتراك و اجتماع آن كواكب تابان نزديك
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس سازد .