خواجه اسعد باش ترجمان وارد گرديد . لارد پالمستون وزير دول خارجه جواب نامهء ما را نوشته فرستاده بود . مضمونش اينكه از ورود شما بسيار مسرور شديم انشاء اللّه تشريففرماى لندن شده مرا به خدمت خود احضار فرمائيد و هر حكمى باشد به بنده فرمايش شود .
اين جانب به علت اينكه گاه باشد موافق شأن ما به علت خصوصيت با محمد شاه رفتار نكند رفتن خود را قبول نكرده كاغذى در جواب نوشتهء لارد پالمستون نوشته برادر مكرم والى را روانه نموده و خواجه اسعد هم در خدمت بوده ايشان كرده « 1 » در شب شنبه هژدهم « 2 » روانه لندن گشته
فرستادن والى بلندن
كه اگر برادر معزى اليه اطمينان در محبت و حمايت آن دولت بهم رساند اين جانب بلندن رفته و الا وارد لندن نشده و از همان راه بدولت ديگر رفته باشم « 3 » .
يوم يكشنبه نوزدهم در منزل تنها نشسته بقانون هر روز جمعى از نسوان انگريز بديدن آمده از آن جمله مسزلكس « 4 » كه زنى در نهايت
دعوت يك خانم اعيان انگليسى از شاهزاده
جمال و كمال بود پس از ورود و اظهار محبت بىشمار مرا بخانهء خود وعده خواسته و اينجانب به علت دلگيرى ابتدا قبول ننموده بعد كه مشخص شد اين دختر از دختران كبراى انگريز مىباشد تمكين به خواهش نموده
هامش
( 1 ) - نسخهء مجلس : اين دو كلمه را ندارد .
( 2 ) - نسخهء مجلس : هجدهم
( 3 ) - نسخهء مجلس : باشيم .
( 4 ) - نسخهء نفيسى و مجلس : مستر و غلط است .