تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
نگار من چه درآيد به خندهء نمكين * نمك زياده كند بر جراحت ايشان « 1 » چه بودى از سر زلفش بدستم افتادى * چه آستين كريمان بدست درويشان
بىاختيار بمحض ملاقات آن آفتاب صفات از جاى برخاسته آنچه ديدار ماه‌روئى لوازم تعارف و تكلف بود بجاى آورده قدرت صانع بىالت را « 2 » در حالت چشمهان فتّان آن دختر ترسا ملاحظه مينمود . نزديك اينكه دلم زار و كارم از كار شود . باز به پاىمردى عقل و قوه نفس لوّامه امساك در نظاره نموده با خود مىگفتم كه :
به هيچ يار مده خاطر و به هيچ ديار * كه برّ و بحر فراخ است و آدمى بسيار گرت هزار بديع الجمال بيش آيد * به‌بين و بگذر و خاطر به هيچ يك مسپار
بارى ساعتى نشسته برخاست « 3 » :
او چه تير آمد و از بار غمش من چه كمان * زان چه بنشست زمانى بكنارم برخاست
و در آنشب :
به ياد روى گلفام گل‌اندام * همه‌شب خار دارم زير پهلو
هامش
( 1 ) - در هر سه نسخه چنين است - صحيح ريشان ( 2 ) - نسخهء اصل بىالت و نسخهء مجلس بىآلت . ( 3 ) - در ترجمه تصريح شده كه پريچهر دختر كاپيتنى درEast indiesمىباشد . ف .