ساعت قطع خواهد كرد .
بارى از فالمس كه سوار شديم جميع عرض راه معموره و آبادى به نظر رسيد تا الا لندن [ كذا ] كه شبرى « 1 » از زمين خالى از رجال و نسوان نبود . هر لحظه حيرت بر حيرت ما از اوضاع غريب و كثرت جمعيت مى افزود و بيوت دهاقينشان هريك عمارتى عالى و گلذارى [ كذا ] خالى
منظرهء آباديهاى انگلستان
از نقص پيراسته و نسوانشان به البسهء فاخره خود را آراسته در سر راه ايستاده بطور خود تعارفات به عمل ميآورند و آنهمه طى مسافت كه نموديم چشم ما به خاك نيفتاد مگر اينكه تمام زمين از اقسام گلها و رياحين و لاله بود . گل و سنبل با نغمهء بلبل هوش از سر ما بدر برده چنان آبوهوائى در هيچ مملكت تا به حال به نظر نرسيده بود .
اول اردىبهشت و ماه « 2 » جلالى * بلبل گوينده بر منابر غضبان « 3 »
بر گل سرخ از نم اوفتاده لآلى * همچو عرق بر عذار شاهد غضبان
بارى حيرت در اين است كه اينهمه راه تمام مشتمل بر كوهستان عظيم است و از هر سمت آن جاده درست نموده كه قريب پنجاه سوار پهلوى يكديگر ميتوانستند راه روند و تمام كهشار « 4 » عمارات عالى كه در هيچ
هامش
( 1 ) - شبر : وجب . ف .
( 2 ) - در هر سه نسخه به همين وجه است . صحيح : اردىبهشت ماه جلالى .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : قضبان ، و به اين صورت صحيح است .
( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس : و تمام راه . مقصود از كهشار هم ظاهرا كوهسار است .