تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
ما را نجات داد و بعد روان شد ، معلوم شد كه خداوند عالم بجهة نجات اين بيچاره‌گان [ كذا ] ما راه را گم كرده بوديم و ليكن از شدت تلاطم و اشتغال كاپيتان به امورات جهاز قدرى راه پيچيده چند ميل اختلاف بهم رسيده بود به جهت ما اخبار آوردند كه راه گم شده است باز باضطراب افتاديم آنشب را هم تا صبح آرام نگرفتيم .

در كنار خشكى انگليس

يوم شنبه آمديم قريب به ظهر برّ انگلتره و بندرگاه « فالمس » « 1 » نمايان گشت . حمد الهى را صد هزار مرتبه بجاى آورده تفريحى كامل حاصل گشت . آن‌روز ، روز عيد بود بجهة ما . هرگز اينقدر مسرور نگشته در بالاى جهاز آمده تماشاى خشكى را ميكرديم تا ورود بخور ، فالمس « 2 » حاكمى معين نداشت و در مقابل اعمار و اعمال انگلتره جائى نبود كه اعتنائى بشان او باشد ، بنابراين خواجه اسعد باش ترجمان را قبل از خود فرستاده كه مكانى بجهة ما معين كند . بعد از مراجعت باش ترجمان و كپيتان ماشوه حاضر كرده سوار شدند و رفتند . خبر آمدن ما كه بمراكب پادشاهى رسيد بيست و يك توپ زدند و در كنار دريا به خانه شخصى نزول « 3 » نموديم . عجب مكانى آراسته و پيراسته به نظر رسيد جميع ما يحتاج در آن
هامش
( 1 ) -Falmouth. ( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : چون فالمس حاكم معينى نداشت . ( 3 ) - در ترجمهء انگليسى خواجه اسعد توضيح ميدهد كه نام هتلGreen Bank Hotelبوده و چون اين قبيل مهمانخانه‌ها در مشرق وجود نداشته است و اين اولين مهمانخانه بوده كه شاهزاده ديده است موجب حيرت او شده است . ف .
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 331 | رضا قلى ميرزا نايب الاياله / اصغر فرمانفرمايى قاجار