ندانسته از كثرت عمق رنگ آب بمثابهء مركب است و طول آن گرداب چهار صد ميل است و مسمى به « بسكه » « 1 » مىباشد . كوه كوه موج آن گرداب مىآمد و مساوى دگل كشتى در جهاز فروميريخت با وجود اينكه هوا چندان مخالف نبود اضطرابى در دريا ملاحظه گشت كه تا آن هنگام ملاحظه نشده بود . كپيتان بيان كرد كه در تمام درياى محيط جائى
در درياى محيط
كه مخاطرهاش زياده از حد مىباشد اينجا است و من در درياى محيط و بحور ينگىدنيا و هندوستان سفر كردهام چنين مكانى مهيب و دريائى به اين هيبت نديدهام خداوند عالم رحم كند در سالى هزار كشتى متجاور در اين مكان غرق مىشود . و كمتر كسى از اين مخاطره بساحل نجات رسيده است .
بارى از تشويش « بسكه » آرام و قرار از ما قطع شده خود را هر ساعت غريق بحر فنا ميديديم تا دو ساعت از شب يكشنبه گذشته مژده دادند كه « بسكه » تمام شده و ليكن كپيتان مركب از كثرت مشاغل به امورات جهاز و خوف آن گرداب از حساب خود غفلت كرده راه گم شده
راه گم كردن در دريا
و جهاز را از راه مستقيم پيچانيده . از استماع اين سخن باز در تشويش و انقلاب افتاديم و هر ساعت كشتى را نگاه داشته عمق دريا را ريسمان انداخته مساحت ميكردند آنچه ريسمان انداخته بقعر دريا نمىرسيد .
نصف شب سياهى به نظر اهل جهاز رسيد نزديك كه رسيد فرياد ايشان به گوش رسيد ما نيز بر بالاى سطحه جهاز برآمديم چون نزديك رسيديم
هامش
( 1 ) -Bay of Biscay. ف .