از ورود ما بهمرسانيدند از همه مراكب توپ سلام انداخته باليوز و جنرالى كه از دولت انگليس در قادسيه ميبود در كشتى بديدن ما آمده حاكم آنجا آدم فرستاده پاره [ اى ] تعارف به عمل آورده ما نيز عذرخواهى از ايشان نموده ، تيمور ميرزا ميل برفتن شهر نمود با وجودى كه تلاطم
شهر قادسيه
دريا بمرتبه [ اى ] بود كه پايان نداشت در ماشوبه نشسته به شهر رفت .
خداوند عالم او را رحم كرد . نزديك بر اين بود چندين مرتبه در آب غرق شود عاقبت بكناره رسيده به شهر رفت و از اينكه يوم الاحد « 1 » بود بكليساى مشهور رفته و آن كليسا در ممالك فرنگستان مشهور است كه در هيچ مملكتى چنين كليسائى نيست .
خلاصه جماعتى كه در آن كنيسه آمده بودند خالى از تماشا و سياحتى نبود پاره [ اى ] اجمالا آنشهر و بازار را تماشائى كرده بجهاز مراجعت كرد . لنگر كشيده و آتشى افروخته روان شد .
و يوم دوشنبه غرّه شهر صفر و سهشنبه دويم و چهارشنبه سيم و پنجشنبه چهارم « 2 » همهجا مىآمديم و قريب بمملكت « پردكال » « 3 » ميگذشتيم همهروزه هواى طوفان و مخالفت باد بسرحد كمال بوده جان بر لب ما رسيده بود .
يوم جمعه پنجم به درياى محيط رسيديم . در اول درياى محيط خوريست كه عمق آن انتها ندارد و به غير از خالق عالم كسى قعر آن را
هامش
( 1 ) - مقصود يكشنبه است . ف .
( 2 ) - در حاشيه نسخه نفيسى نوشته است ( 1253 )
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : پرتكال