يكديگر داشته قطع مهمات مىنمايند . بعد از گفتوگوى موكلين ايشان را برداشته يكى به منزل خود برده يكى در ماشوبه گذارده اگر باز ملا مستى واقع شود هركس باشد بايد بكارنتين رفته باشد . بعد از رفتن كاپيتنباشى اخبار داده ادميرال با شش نفر از بزرگان انگريز بديدن آمده باز به همان قانون رفته در آن اطاق پس از ملاقات لازمهء تعارف و مهربانى را به عمل آورده بقانون مذكور مراجعت نمود « 1 » .
عصر آن روز گورنل آمد باز به همان قانون لازمهء تعارف و محبت به عمل از دو جانب آمد « 2 » باز به همان قانون پس از ساعتى برخاست و مراجعت نمود .
و يوم يكشنبه هفتم ، دوشنبه هشتم و سهشنبه نهم در كارانتين بيكار
زيارت و زارى
و گاهى به زيارت عاشورا و گهى زارى و تضرع بدرگاه إله و پاره [ اى ] مشق و منتظر انقضاى مدت كارانتين بوده .
يوم چهارشنبه دهم امرى واقع نشد . يوم پنجشنبه يازدهم طرف عصرى دلتنگ شده موكلين كارانتين را خواسته با ايشان گفتم ميتوان به جهت رفع دلتنگى چند قدمى در كارنتين گردش نمود . گفتند در عمارت كه خالى از اهل كارانتين باشد مضايقه نيست . چند نفر باتفاق آمده ما را بردند بعمارتى چند كه مجموع از سنگ خاره و بنيان مستحكم بود . به خانه - [ اى ] رفته كه تمام آن مملو از گاو و گوسفند بود كه آنها را هم بكارانتين
گردش در كارانتين
آورده بودند و در خانهء ديگر شيرى غرّان در قفس آهنين كرده از يكى ممالك
هامش
( 1 ) - نسخهء نفيسى و مجلس : نمودند .
( 2 ) - نسخهء نفيسى و مجلس : را به عمل آورد .