تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
كاغذى به او ميدهد كه فلانه كس از وقوف كارانتين گذشت و اگر معاذ اللّه در عرض راه دستش به يك نفر اهل كارانتين يا كسى كه تازه وارد شده باشد بخورد ، دوباره او را بكارانتين برده بيست و دو روز را بايد توقف كند و اگر احيانا كسى از كارانتين فرار كند يا از بحر ابيض آمده بكارانتين نرود قتل آن واجب و خونش هدر است . در شريعت فرنگان حكم بقتل نيست مگر دو مرحله يكى قصاص و ديگرى فرار و طفره از كارانتين كه البته خواهند كشت و نخواهند گذشت . و از جملهء اتفاقات اينكه روزى در ايام توقف كارانتين تيمور ميرزا دل‌تنگ شده تفنگى برداشت در يكى از مناظر كارانتين كه مشرف به دريا بود مرغابى كه ميآمدند صيد ميكرد و تيرى مىانداخت . بقالى بخت برگشته در زير آن عمارت پاره [ اى ] مأكولات آورده به جهت اهل كارانتين در دادوستد مشغول بود . تيمور ميرزا خسته گشته روى صندلى نشست و پاى خود را از آن منظره بيرون كرده جوراب از پاى تيمور ميرزا بر سر بقال خورد كه موكلان كارانتين مثل ملائكهء عذاب بر سر آن بيچاره دويده و آن بيچاره از تشويش دويد و خود را به ماشوبه رسانيد كه بيرون رود موكلين دويده آن بقال را با دو نفر از رفقايش كه دست او به آنها خورده بود گرفته در كارانتين آوردند . هرقدر آه و ناله نمود به جائى نرسيد . بيچاره بيست و دو روز در كارانتين ماند . خلاصه اينكه ما كه ما وارد كارانتين شديم عمارتى بسيار عالى منزل كرده حاكم و گورنل ملتان كه مسمى به كرنل كرديو « 1 » بود نزد
هامش
( 1 ) -Colonel Cardew