رفع خجالتم شود و تواضعات نوشته بود .
بارى يوم چهارشنبه بتدارك رفتن پرداخته . يوم پنجشنبه هژدهم صبح بسيار زود گورنل ملتان عريضه نگاشته كه از آن جائى كه منظور اين خادم اين بود كه خدمتها نمايم و بسبب كارانتين محروم ماندم لاكن [ كذا ] به جهت يادگار اسامى خود را نوشته به جهت من مرحمت فرمائيد .
پرسيدم كه اين چه مضمون مىباشد . گفتند در مملكت فرنگستان اين معنى
تقاضاى كارت
قانون است كه اگر كسى را بضيافت طلبند و مانعى به جهت شخص واقع گردد اسم خود را لازم است كه نوشته بخانهء آنشخص فرستاده « 1 » مثل اين است كه بدلى از خود فرستاده باشد . فرقى با رفتن خود نمىنمايد . اين جانب و برادران اسامى خود را در ورقى نوشته ارسال نزد گورنل نموديم .
[ در كشتى اسپيد فاير ]
هنگام ظهر كپيتان مركب اسپيدفاير ماشوبه آورده سوار بر ماشوبه گشته بمركب اسپيدفاير رسيديم . علم ذو الفقار كه نشان مركب ما بود بر سر دگل كرده آتش نمودند . از آنجا حركت كرده گورنل به جهت تعظيم از تمام بروج و خانهاى شهر ملتان يكيك توپ انداخته هوا مخالف گشت و طوفان بهم رسيد . باز از خود بىخبر گشته افتاديم .
يوم جمعه نوزدهم و شنبه بيستم نيز به همين سياق بود ولى جهاز اسپيدفاير ساعتى هفت هشت ميل راه ميرفت .
يوم يكشنبه بيست و يكم اندكى طوفان تسكين يافته در مقابل مملكت « افريقيه » و « حبشه » و ممالك « بربر » زمين نمايان گشت . اندكى
هامش
( 1 ) - در ترجمهء انگليسى بموضوع فرستادن كارت اشاره كرده است . ف .