نقاشى بسيار باصفا گذاشته در روى آب دريا زير همان عمارت ميفروشند خريداران كارانتين از خانههاى خود هريك راهى معين و مشخص دارند به زير آمده لب دريا هرچه بخواهند ميخرند و ليكن شخص بايع متاع را آورده روى سنگ گذاشته و موكلان كارانتين متوجه مشترى ميباشند . شخص بايع دور رفته مشترى مال « 1 » را برده بها ميدهد . اعتقاد ايشان چنانست كه چوب و فلزات ناخوشى بردار نيست يعنى تأثيرى نميكند و اگر سهوا دست بايع به مشترى بخورد آن موكلان آنشخص را گرفته بيست و دو روز در كارانتين ميگذارند و رهائى به جهت آن ممكن نيست و اهل كارانتين نيز با يكديگر معاشرت و مجالست نميكنند مگر اشخاصى كه در يك روز وارد كارانتين شده باشند . و منزل ايشان عليحده است و به جهت هركس
مراقبتهاى بهداشتى
حدودى معين است كه از حد خود نمىتواند تجاوز نمايد . احدى نيز به حد او نميتواند آيد و اگر بيايد بايد كه مدت كارانتينش از سر گرفته شود .
بعد از آمدن در كارانتين واجب است كه آنچه از مأكولات و ملبوسات كه دارد در اين بيست و دو شبانهروز به هوا داده روى بندها انداخته تا امراضش رفع شود و هر روز كاپيتان كارنتين بايد آمده و ملبوسات و مأكولات مشاهده كند اگر چيزى به هوا داده نشود ايام كارانتين تازه خواهد شد .
بعد از اينكه ايام بيست و دو روز منقضى شد كپيتان همراه آمده شخص را بر ماشوبه سوار نموده ميبرد به شهر . آنوقت مرخص است و
هامش
( 1 ) - نسخهء نفيسى و مجلس : مال خود را ،