بفاصلهء ششصد قدم و شاخهاى از دريا ميانهء حصار كارانتين و بلده واقع گشته و دور آن حصار را از اطراف احاطه نموده و در آن حصار عمارتى چند و بيوتاتى بسيار طويل و بلند از سنگ خاره به جهت نزول بكارنتين ساختهاند . موكلان و نگهبانان چند در آنجا مىباشند كه بر خود واجب دانستهاند كه متوجه قواعد و رسومات كارنتين بوده باشند و اگر نعوذ باللّه عمدا او سهوا از كسى سهوى در آن قواعد واقع شود ، اگر پادشاه روى
حصار كارانتين و رسوم آن
زمين باشد و كرورها بر شوت دهد قبول نخواهد شد و از روى نخواهند گذشت و جهازاتى كه از اطراف بحر اسود و مغرب ميآيد آنها را بكارانتين نمى برند و جهازاتى كه از بحر ابيض ميآيد و ممالك روم و نمسه و مصر « 1 » و اسكندريه مىآيد آنها را بكارانتين مىبرند و قانون بر اين است كه از دور به جائى كه آثار جزيرهء ملتان نمايان مىشود علمى زرد و بسيار بزرگ در بالاى دكل كرده علامت اين است كه ما اهل كارانتين ميباشيم - بعد كه لنگرگاه مىآيد بايد باحدى ملامست نكند و احدى بايشان ملامست نخواهد كرد تا اينكه ميرود بحصار كارانتين .
كارانتين عمارتى است بسيار عالى مشرف بر دريا و جميع ما يحتاج از فروش و ظروف در آنجا آماده و مهيا است . اجاره و كرايهء معين دارد .
مأكولات و مشروبات از هرچه چشم بيند و دل تمنا كند در ماشوبه « 2 » هاى
هامش
( 1 ) - در ترجمهء انگليسى مينويسد كه در آن تاريخ بمناسبت بروز و با در تريست كارانتين بود . ف .
( 2 ) - نسخهء نفيسى و مجلس : ماشوبه و همچنين است در موارد ديگر .