و فرحناكى قطع مسافت ميكرديم . احوالمان رو به بهبودى گذاشته اشتهاى غذا بهمرسيد . مايل به گوشت ماهى گشتيم . از كپيتان سئوال كرديم كه گوشت ماهى مىتوان يافت . گفت جهاز در رفتار است ماهى تازه ممكن نيست و ليكن من ماهى به خدمت شما مىآورم كه فرقى با ماهى تازه نكند بلكه بهتر باشد .
تخته [ اى ] از دبوسهء جهاز برداشته چند عدد مرتب دان « 1 » مس بيرون آورد كه سر آنها را بالاك مضبوط گرفته مستحكم كرده بودند . سر آنها را برداشته و دو عدد ماهى از آن ده پانزده ماهى تازه كه گفتى اكنون از دريا صيد كردهاند بدرآورده و بقيه ديگر در ساير مرتب دانها گوشت گوسفند و گوساله در نهايت طراوت و تازگى بيرون آورده بيان كرد كه اين ماهى دوساله است و ديگر گوشتها چهار ساله و قرار انگريز
ماهى دوساله و گوشت چهار ساله
بخصوص مركب سركارى كه به بحر محيط و ينگىدنيا سفر مىكند و شش ماه بلكه يكسال آبادى به چشم نمىافتد « 2 » گوشت را ادويهء چند بر او مىزنند و در چنين حقهها و مرتب دانها مرتب ساخته سر آن را محكم كرده كه مطلقا هوا تأثير و تصرف در آن نميكند . بنابراين در احوال خود و طراوت اول باقى مانده و هر وقت بخواهند به كار مىبرند و گوشت بيست ساله در جهاز سركارى و در اين جهاز بهم ميرسد كه بهيچوجه از گوشت تازه نميتوان فرق نمود . بسيار حيرت كردم . طباخ خود را طلبيده چند دانه از آن ماهى دادم كه غسل داده « 3 » طبخ كند . ماهى را شسته بريان كرده آورد
هامش
( 1 ) - جعبه . ف .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : نمىبيند .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : اين دو كلمه را ندارد .