تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
و مخصوص جنگ است و ليكن يكى از آنها كه در جلو است اسمش كلدانيا « 1 » مىباشد و خود كپيتان بر آن سوار است . چشم روزگار و گردش ليل و نهار چنان مركب نديده و از همهء مراكب عالم بزرگتر و عظيم‌تر مىباشد و پادشاه انگلتره بواسطهء داشتن چنين مركبى از همهء پادشاهان فرنگستان و ممالك اروپه افتخار مىكند و اگر بخواهد مملكت روم و فرنگستان را سراسر در لحظه [ اى ] خراب كند همين مركب كفايت خواهد كرد . كرورها مخارج آن جهاز شده و استادان فرنگ صنايع و كارنمائىها در آن مركب نموده‌اند . و از آن بهتر مركبى در سركار پادشاه بهم نميرسد . بكپيتان گفتم درين صورت جهاز ما را نزديك به آن جهاز برده كه تماشائى كرده باشيم . چند يوم قبل از اين مقدمات ، كپيتان در جهاز از ما سئوال كرد كه تركيب اعلام مراكب ايران و نشانهء جهازات ايشان و علامت پادشاه عجم بر مراكب چگونه است . اينجانب در پارچه نقش ذو الفقار را نقش كرده علمى ترتيب نموده در آن‌روز كه قريب بمركب سركارى رسيديم اول از دور اعلام سلام بقانون خود بالا كرده و از آن جهازات نيز علم‌ها بالا كرده بيدق ذوالفقار جواب سلام دادند . بعد اسم آفريكن را بالا كرد و بيدق ذو الفقار را نيز بيدق ذو الفقار زده پهلوى آن جهازات كه رسيديم ، سبحان اللّه طرفه جهازى به نظر ما رسيد . شهر عظيم « 2 » در روى آب دريا روان و ديدهء عقل بر آن صنعت غريب حيران مانده
هامش
( 1 ) -Caledonia( 2 ) - نسخهء نفيسى و مجلس : شهر عظيمى .