تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
متوجه آن كشتى گشت . قدرى راه كه آمد ديد نميرسد و آن كشتى ميگذرد ازينجا باروط زيادى در توپ كرده توپى انداخت و بعد از توب شراع را به زير آورده بيدقى بسيار سرخ بالاى دگل كرد . همين‌كه بيدق بالا رفت ملاحظه كرديم اندكى نزديكتر شديم . گفتم اين چه بيدق است گفت توپ اول بجهة اين است كه اهل جهاز متنبه شوند و نگاه كنند و اين بيدق نشانهء عجز است يعنى كه ما در بلا مبتلا و گرفتاريم ما را بيدق عجز امداد و اعانت كنيد . حال اگر اين جهاز از انگريز باشد خواهد آمد و متوجه ما خواهد شد . بعد از آن كتابى چند كپيتان آورده و پيش خود گذاشت . معلوم شد كه آن جهاز نزديك بما شد . ليكن بسيار دور بود . با دوربين كپيتان تشخيص داد كه جهاز انگريز است و همين‌كه دانستند كه جهاز از انگريز است . بيدق عجز را به زير آورده چهار بيدق ديگر بالوان مختلفه و تركيبات غريب بالا كرده . سئوال كردم كه اين چه نشان است . گفت اين علم‌ها هريك نشانهء كلمه‌ايست و مجموعهء آن آفريكن مال سركارى آفريكن مال سركارى است است و ميخواهد شما را ملاقات كند . بعد از آن دوربين را گرفته ملاحظه كرد . كلاه را از سر برداشت و اظهار مسرت نمود . گفتم چه ديدى . گفت اين مركب نارى مىباشد و اسمش « اسپيت فاير « 1 » » است مال سركارى است از ملتان به جهت اخبارات و وقايع سرحدات روم به ازمير ميرود نزد باليوز . اسم جهاز ما را كه ديد آن هم اسم جهاز خود را بما با علمها
هامش
( 1 ) -Spitfire.