احتمال ندارد كه ازين راه كشتى عبور كند . گفت راه عبور كشتى تجّار از آن كنار است كه قريب به آبادى مىباشد بواسطه كم رسى آب و آذوقه دوره ميروند و اين راه وسط درياى ابيض است كه سواى جهاز نار به جهت نزديكى و اطمينان از وصول به مقصد احدى ازين راه تردّد نمىكند ازين جهت هم ما را مأيوس كرده نقشه را پيش آورده پرگار گذاشت و حساب كرد و از آنمكان به ملتان دويست و بيست ميل بوده و به « ازمير » كه آخر مملكت روم است هم دويست ميل بوده و به « زنكت « 1 » » هم دويست و پنجاه ميل بوده ديگر مطلقا و اصلا خشكى در حوالى نبوده و زنكت هفت جزيره است متصل بهم كه سابق بر اين در تصرف فرانسه « 2 » بوده اكنون در تصرف انگريز است .
بارى حيران و سرگردان در آن بحر بيكران بدون حركت بر جاى خود ايستاده مركب نار كه چاپار و تاتار بحر بود چون حمار در وحل مانده اهل سفينه كه آب و نان فرنگستانرا در شبانه ديگر خورده داشتند چنين خيال محالى را نميداشتند در آنوقت بتصور وصول به مقصد در سالى ديگر مسرور و خورسند و وعده مواصلت به خود ميدادند « 3 » سبحان اللّه چه
هامش
( 1 ) -Zanteيكى از جزاير يونان . ف .
( 2 ) - نسخهء ديگر : « فرنگسيس » .
( 3 ) - در ترجمه انگليسى سطر بالا چنين آمده : اهل سفينه كه آب و نان فرنگستان آنانرا نيرومند ساخته بود در اين ماجراى فوق العاده كارى نميتوانستند انجام دهند . ف .