مسرت بىاندازه نمود كه جهاز متعلق بسركار است و ازين معنى بسيار اظهار خوشوقتى نمود . بعد از ساعتى برخاسته دوستان و آشنايان بيروت را وداع كرده و سوار مركب نار شده .
بيروت از توابع شام است و بندرگاه آن ولايت محسوب مىشود و شام الى بيروت سى فرسنگ راه است . تمام آن جبال و راه صعب است ، سمت
وصف بيروت
جنوب آنجا تمامى باغستان است و سه سمت آن دريا ، و از اشجار ، درخت صنوبر خوب مىشود .
قريب يك كرور محمد على پاشا و ابراهيم پاشا درخت صنوبر به جهت مصارف ساختن مراكب خود غرس نمودهاند كه بهيچوجه احتياجى بشاه چوب هندوستان نيست . و اطراف بيروت متصل بهم كوچهباغ است و اطراف بوستانش بعوض ديوار ، درخت صبر مىباشد كه امكان عبور انسان و حيوان نيست در آن بستان . و قلعه تمام از سنگ خاره مىباشد و خانهاى عالى در آن بنا نهادهاند و از هر مملكت اشخاص كثير و خلايق مختلف در آنجا مسكن نمودهاند . چنانچه هجده نفر باليوز از هجده دولت در آنجا ساكن است « 1 » .
آب آنولايت از كوهسار جنوب است هوايش گرمسير ولى سرحدات خوش آبوهوا دارد . خلاصه شهرى مرغوب و بندرگاهى معموره است و مدت پانزده روز در آنجا توقف نموده .
بارى قريب مغرب مركب نار از بيروت حركت نمود . سبحان للّه از مركب نار و اسبابى كه در او قرار داده بودند « 2 » . كپيتان جهاز كه اسمش
هامش
( 1 ) - نسخهء ديگر : مسكن نمودهاند
( 2 ) - نسخهء ديگر : قرار دادهاند