ربط در تركى و فارسى و عربى نداشت درست مطلب حالى نمىشد كه با يكديگر مباحثه كرده و دلايلش را بفهميم .
اثبات وزن و فشار هوا
بارى بعد مدعى شد كه هوا را به ميزان سنجيدهاند و مقدار ثقل آن را معين كردهاند و ما منكر شديم و بنظرمان بسيار غريب آمد . ترازوى بسيار خفيفى آورد و بكرسى آويخت بطريقى كه سر موئى اختلاف نداشت بعد شيشه [ اى ] خالى آورد در ترازو گذارد و در مقابل سنگى گذاشت . به ميزان آمد . بعد شيشه را برداشته با پاره [ اى ] اسباب مثل ميل آبدزدك هواى شيشه - را به كلى كشيد و سرش را محكم كرده در ميزان گذارد . طرف شيشه به قدر چهار آنه بالا رفته و محسوس گرديد كه وزن ثقل هوا به ميزان آمده بود .
بعد از آن كرسى كوچكى گذاشته كاسه [ اى ] بر روى كرسى گذارد بطوريكه دهن كاسه به زير بود و به زير كرسىبندى محكم آويخته بودند و به آن بند به قدر چهار من تبريزى حلقهاى آهن بسته و حلقها بر زمين افتاده بود . بعد از آن از سوراخ كعب كاسه كه به طرف بالا بود ، همان ميل بلور و اسبابى كه هوا را خارج مىكرد نصب كرده هواى كاسه را بنا كرد بكشيدن و از قوت كشيدن هوا بند آن كاسه با آن حلقهها بلند شد . بطريقى بلند شد كه از روى زمين حلقهاى آهن آمدند بدهن كاسه و پشت كاسه چسبيدند بعد از پهلوى كاسه پيچى را پيچانيده هوا داخل در كاسه شد كه يك دفعه حلقها بر روى زمين افتاد و محقق شد كه قوت هوا چقدر است
بعد از آن كرسى ، چهارپايه بزرگى مسطح آورده در روى كرسى پاره - [ اى ] اسباب گذارده از آن جمله چرخى از بلور ، و زنجيرى از آن چرخ متصل