تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
تماشاى ايشان كرده ميرفتيم تا بحمام حمامى رسيديم « 1 » . حمامى بسيار خوب و حجارى بسيار مرغوب به نظر رسيده و از تصنعات حمامى آنجا اين بود كه داخل حمام كه ميشديم پاره [ اى ] حباب صابون حلب قناديل « 2 » از بلور در فضاى هواى حمام به نظر رسيده كه درخشان بالوان مختلف رخشنده بود . و در آن هوا گاهى به پستى و گهى به بلندى طيران مينمود و يك نفر ايستاده سارقى « 3 » كه حركت ميدهد قناديل به طرف بالا صعود كرده وقتى كه دست نگاه ميدارد ميل به پستى مىكنند طرفه حكايتى به نظر آمد بعد كه معلوم شد صابون حلب را بدست ماليده و دم بر آن ميدمند لهذا به اين قسم صنعت بظهور رسيده خالى از لطف نبود . بارى بعد از بيرون آمدن از حمام خواجه اسعد باش ترجمان پاره - [ اى ] تداركات و شيرينى سر حمام آورده اقوام و عشاير او به جهت ملاقات ما آمده بودند و درب حمام را اينقدر خلايق به جهت نظارهء ما گرفته بودند كه امكان عبور نبود به هيچ دستور . چون بازديد باليوز لازم بود لباس پوشيده بيرون كه آمديم سبحان اللّه از كثرت خلق . اينقدر اجماع « 4 » و ازدحام بدور ما به جهت تماشاى عجم آمده كه مجال حركت نبود و هرقدر غواصان « 5 » و فراشان خلق را ميزدند چاره نمىشد تا بخانهء باليوز آمده عمارتى عالى و اوضاعى در كمال آراستگى به نظر رسيد .
هامش
( 1 ) - نسخهء مجلس : تا به حمامى رسيديم نسخهء ديگر : تا بحمام . ( 2 ) - نسخهء ديگر قنديل ( 3 ) - بر وزن نازك ، پارچه ، بخصوص پارچه‌اى كه بر روى تشك رخت‌خواب مىاندازند ( 4 ) - نسخهء مجلس : اجتماع . ( 5 ) - در هر سه نسخه چنين است و صحيح آن : قواسان .