« بيروت » از دور نمايان گشت . باغات و اشجار صنوبر متصل بهم در آن
سواد شهر بيروت
صحرا جلوهگر آمد . همهجا باغات و مزارع در طرق و شوارع به نظر ميرسيد جمعى از نسوان را مشاهده نموده كه در پيشانى ايشان چيزى بتركيب كرنا از فلزات مثل نقره و مس بتفاوت ميلى نصب نموده و بر آن ميل پارچهء سفيدى كشيده به جهت حجاب صورت .
بارى از آنجا گذشته به بساتين بيروت رسيده ديدم بعوض ديوار خانه درخت صبر غرس نمودهاند و نمو آن درخت بحسب عرض واقع است برگش بسيار پهن و خارهاى بسيار بر روى برگش رسته ثمرى بعينه شبيه بكنبزهء « 1 » كوچك دارد و شيرين است چنانچه گفتهاند :
« صبر تلخ است و ليكن بر شيرين دارد » بسيار درهم ميرويد و تمام ديوار باغات آنجا از اين درخت مىباشد و اطراف بيروت را كلا كوچهباغ بريدهاند كه تا نزديك به شهر برسى هيچجا از صحرا و دريا را نمىتوان ديد .
[ در بيروت ]
بارى آمديم تا به خانه [ اى ] كه سابق برين فرين صاحب باليوز شام منزل داشت . خانه [ اى ] بود در خارج شهر ، مشرف بر باغستان و بحر ، و اقسام رياحين و انواع گلها در آن خانه بود . و در واقع گلزارى « 2 » بود مشحون
در خانهء خواجه آلتون
باقسام گلها و مكانى بسيار باصفا خواجه آلتون « 3 » نام صاحب آن خانه
هامش
( 1 ) - خيار درشت و زرد . ف .
( 2 ) - در هر سه نسخه چنين است و صحيح : گلزارى .
( 3 ) - در ترجمهء انگليسى :M Antoon