بود و بعد از ساعتى كه در آنجا نشستم خواجه اسعد باش ترجمان از بيروت آمده و پاره [ اى ] تداركات و ملزومات از بيروت آورده و كمال معذرت را خواسته از مركب نارى تحقيق كردم گفت هنوز نيامده است . بسيار خوشوقت شدم . بيان نمود كه باليوز بيروت ميخواهد به خدمت شما رسيده باشد . گفتم مگر بيروت هم باليوز دارد گفت بلى باليوز اينجا در حكم جنرال فرين صاحب است كه قنصل و باليوز شام است و از جميع دولتها مثل انگلتره و مسكو و فرانسه و اسپانيول و ايتاليا « 1 » هريك باليوزى در بيروت مىباشد و ليكن باليوز انگلتره بسبب خصوصيت و روى شما به آن دولت ميخواهد كه به خدمت شما رسيده باشد . به او گفتم امروز خسته ميباشم فردا اگر بخواهد آمده باشد مضايقه نيست . تا خواجه اسعد رفت خبر كند خود باليوز از راه ديگر بملاقات آمده بعد از ورودش در كمال
ديدن كردن قونسول انگليس از شاهزادگان
ادب بر كرسى نشسته به همان قانون كلاه را از سر برداشته اظهار محبت و مهربانى زياده از حد نمود . ما هم تعارفات لازمه را با او در ميان آورديم سؤال كرد كه منظور شما چيست و ميخواهيد بكجا رفته باشيد . جوابش دادم كه به جهت اتفاق دولتين بوده شوق خدمت پادشاه و هواى سياحت فرنگستان بر سر افتاده و در اين ضمن نيز اگر مطلبى باشد باولياى دولت عليه اظهار خواهد شد . پاره [ اى ] صحبت ديگر داشته اظهار نمود كه اگر شما را خدمتى بوده باشد اظهار كنيد . و بعد برخاسته و به منزل خود رفته . يوم يكشنبه هشتم هنگام زوال از منزل خود سوار شده
هامش
( 1 ) - نسخهء ديگر : اتليان .