تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
چمن از باده گشته عنبرآگين * تو گوئى طرّه بگشاد است شيرين
قدرى در اطراف آن آب تماشا كرده از آنجا گذشته و چندين قسم از اين نوع آب از اطراف آن كوه نگون‌سار بود و صداى آن آب‌ها و چشمه‌سارها مانند باد كه در درخت صنوبر پيچيده حالتى مشاهده ميشد كه تقريرى و تحريرى نيست و از هر سمت آن كوه ملاحظه ميشد قراء و مزارع به نظر مىرسيد و تمام خانها جميعا از سنگ خاره و كلا آب مسلط بر خانها و هريك خانه مشتمل بر باغات و عمارات و آب‌نما و فواره‌هاى غريب گرديده كه عقل در آن خانها و مكانها حيران ميشد تا امروز چنين جبال به نظر نرسيده بود ظاهر اين است كه كوهى به اين طراوت و خضرت هم در عالم نباشد . بارى به جهت عجله و رسيدن بمركب نارى توقف ننموده بسرعت هرچه تمامتر آمده تا چهار ساعت از شب گذشته راه طى نموده كه تمام همراهان و مال‌ها خسته شده و قدرت برفتارى نداشته ناچار در كاروانسرائى توقف نمودم و قاعدهء غريبى از بابت كاروانسراها مشاهده نمودم كه هراز نيم فرسنگ راه كاروانسرائى بنا نهاده‌اند و جميع ما يحتاج در آن موجود است . و خوانچى كه كاروان‌سرادار باشد « 1 » مردم را به زور نگاه داشته و شراب جهت آدم مىآورد كه هركس اهل شرب و عصيان باشد مرتكب مىشود خلاصه آن روز قريب دوازده فرسنگ راه آمده . صبح يوم شنبه هفتم « 2 » از آن كاروانسرا سوار گشته اندكى قطع مسافت گرديد كه آثار شهر
هامش
( 1 ) - نسخه ديگر اين توضيح را ندارد . ( 2 ) - در حاشيه نسخهء اصل چاپ نوشته شده ( ذيحجه 1252 ) .