تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
آن لجن‌ها را نموده بعد بر روى آتش سرگين گذاشته جوشانيديم تا اينكه آب آن به كلى فرورفته و ته ديك بسته آنشب آن پلو را به آن قسم خورديم و صد هزار مرتبه شكر جناب احديت را بجاى آورده و مدهوش‌وار در آن خرابه خوابيديم . صبح يوم جمعه ششم باش ترجمان باصرار تمام آمد و گفت جهاز بارى خواهد رفت و نميرسيم و من اگر بميرم و هلاك شوم لازم است كه خود را بمركب نار رسانم و مكاتيب لندن كه فرين صاحب جنرال شام « 1 » نوشته به او رسانيده باشم شما خود دانيد ميخواهيد آمده و ميخواهيد نيامده باشيد و منزل از اينجا الى بيروت قريب پانزده فرسنگ راه مىباشد . اينرا گفته و روبراه شد . اكنون در آن خرابهء مزبله مانند كه تا كمر لجن گرفته و بارش نيز ميآيد ، اضطراب در رفتن و نرسيدن بمركب نارى و منزل پانزده فرسنگ بازهم تحمل سختى براى رسيدن به كشتى و قاطرهاى مانده و آدم‌هاى خسته و بىحال افتاده ، در اين حالت خود و برادرها پاچه‌ها را بالا زده و پاها را برهنه كرده يكىيكى قاطرها را پيدا و بهزار وعده و وعيد چند قاطر مفلوكى را در زير بار كشيده و گوشهء بار را گرفته و به صد هزار مرارت دو ساعت از روز گذشته بقال و قيل تمام تا اين چهار بار را بار كرده و در همه وقت باران همراهى كرده و دست از يارى برنداشته و آنى منفك نمىگشت تا اينكه از آن خرابه بيرون آمده پناه بر خدا باتلاقى كه صد هزار مرتبه رحمت به ديروز همه‌جا اسبها
هامش
( 1 ) - نسخهء مجلس : « شام » ندارد .