گرفته بود رسانيديم و خواجه اسعد در آن خرابه منزل نموده و با سرگين گاو دودى كرده و تا سينه در سماط فرورفته بىحال افتاديم « 1 » پرسيدم اين چه محلى مىباشد و چگونه مىشود در اين محل با اين لباسهاى پر از گل و وحل « 2 » بسر برد . گفت اين خرابه جائى بهتر از اين ندارد ، ولى در نيم فرسنگى كاروانسرائيست بلكه در آنجا بتوان بسر برد اگر مىخواهيد به آنجا رفته باشيد و ليكن آنجا را نيز تمام آب گرفته است و پر از لجن است و آنجا نيز به علت كثرت قافله كثيفتر است « 3 » . هرقدر تصور كردم امكان توقف در آن خرابه را نديدم . افتانوخيزان سه ساعت از شب گذشته خود را بان كاروانسرا رسانيده و آن كاروانسرا مسمى به « مرج » « 4 » بود .
در كاروانسرى مرج
سبحان اللّه . از آن كاروانسرا عجب كاروانسرائى كه جهم در نزد او جنت بود . اصل آنخانه را از گل پوسيده بنا نهاده و تا كمر خان را باتلاق گرفته كه امكان تردد نبود و سقفش غربال زمين بود و بيوتاتش مملو از لجن و كاروان بسيارى از صدمات باران در آنمكان گرفته و با سرگين دودى كرده در آن شب تار و آن حالت بقسمى بمرگ راضى بوده كه فوق آن متصور نبود « 5 » . و نميدانستم چه كرده باشيم و جمعيت و جنجالى از اعراب نافهم درهم ريخته كه شرح نميتوان نمود .
هامش
( 1 ) - نسخة ديگر : افتاده
( 2 ) - نسخهء ديگر : پر از لجن
( 3 ) - نسخهء ديگر : لجن آنجا به علت كثرت قافله بيشتر است .
( 4 ) - در ترجمهء انگليسىAl Merdge. ف .
( 5 ) - نسخهء ديگر : بطريقى بسى راضى بمرگ بوده و نميدانستم چه نموده باشم .