تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
بارى بارش نيز شدت كرده لابد شده در گوشهء يك گاودانى كه در حقيقت به جهت ريزش « 1 » بارش ناودانى بود ، آنجا پناه برده و بعلاوه مه نيز هوا را گرفته بمرتبه [ اى ] كه چشم چشم را نميديد . نصف از شب كه گذشت بنه و قاطرها رسيدند به كلى خراب و ضايع شده و در ميان گل و باتلاق چندين مرتبه فرورفته و دوبار كه به كلى در آن صحرا مانده بود . قدرى سرگين بهزار جرثقيل فراهم آورده و آتش افروخته قدرى از لباس‌ها كه اعتنائى بشأن آنها بود از صندوق درآورده كه خشك نموده باشم نه چنان در گل آميخته بود كه شال كشميرى از جل و اطلس حلبى را از لجن فرق توان گذاشت . و بمضمون
يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً
« 2 » نقل از مرتبهء عالى بمرتبهء دانى نموده و بمفاد كل شيئى يرجع الى اصله كل اجزاء متصل به گل گشته و دو نفر از مكاريان در آن و باتلاق باز هم خوب است هلاك شده درينصورت با خسران مال و پريشانى حال و معاشرت با اعراب بدخصال گرسنه و بىحال بدون فرش روى گل نشسته شكر خداوند كريم را مينموديم كه لله الحمد جانى بسلامت بيرون برده و برادران بالفعل پهلوى هم نشسته‌ايم و بقول حاجى محمد خان برازجانى كه غالب ميگفت باز هم خوب است . هرقدر تفحص نموده شايد چيز مأكولى بدست آوريم يافت نشد چلوى از براى ما شب پيش پخته بودند برداشته و چندبار كه بارها در آب ريخته بود لجن پلو شده بود . مكررا آن را در آب ريخته تصفيهء تصفيهء پلو
هامش
( 1 ) - نسخهء ديگر : اين دو كلمه را ندارد . ( 2 ) - در نسخهء مجلس : ترابا و صحيح است .