تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
نموديم كه اگر اين قليل ملزومات « 1 » كه از آنهمه دولت و مكنت باقيمانده اين را هم در آب بعلبك غرق كرده ، در اين صحراها بدون ما يحتاج چه بايد كرد و كجا بايد رفت ؟ لهذا بهر قسم بود در آن بارش توقف نمودم و خواجه اسعد باش ترجمان را ديدم تمام لباس‌هاى آن خيسيده و چون بيد لرزان است بل قريب به هلاكت است لهذا او را مرخص نموده كه خود را به آبادى رسانيده باشد . خلاصه مشار اليه نيز افتان و خيزان رو برفتن نهاد و خود اين - جانب توقف نموده و بارش و باد شدت نمود بمرتبه [ اى ] كه زبان را ياراى دم زدن نبود و هرقدر خوددارى نموده مثمرثمر نبود و دقيقه‌به‌دقيقه احوال بتر ميشد . نزديك به هلاكت رسيدم « 2 » . پاره [ اى ] چوب خشك مال شيار « 3 » در آن صحرا به نظر رسيد تيمور ميرزا رفته آن چوب‌هاى خشك مال در شرف هلاك شيار را آورده و دو عبا بر سر هم بستيم و تفنگها را در زمين فروبرديم و ستون كرديم و عبا را بر سر تفنگ انداخته مانع بارش نموديم و حال اينكه لجن از سر ما بيرون رفته هر طورى بود در زير عباها بهزار زحمت با كبريت و صنايع فرنگى « 4 » [ كذا در هر سه نسخه ] كه به جهت تحصيل آتش پاره [ اى ] ادويه تعبيه كرده بودند آتش افروخته آن چوبها را افروختيم اندكى از حرارت آتش به حال آمده گاهى تيمور ميرزا و والى اطراف عبا را گرفته اين جانب به زير عبا گرم ميشدم و گاهى من و تيمور ميرزا عبا را گرم شدن بنوبه گرفته والى گرم ميشد و گاهى من و والى عبا را گرفته تيمور ميرزا گرم
هامش
( 1 ) - در نسخهء ديگر : اوضاع ( 2 ) - در نسخهء ديگر : رسيديم . ( 3 ) - در نسخهء ديگر : شيرار ( 4 ) - در ترجمهء انگليسى الكل است . ف .