تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
بهزار مشقت يك فرسنگ راه طى نموده بمردابى رسيديم كه راه نميداد و امكان عبور نداشت . چهار سوار از اهل شام در جلو ما بمرداب زدند . سوار اول را آب پيچانيده با اسب برد . بسيارى راه كه رفت از طرفى بيرون آمده اسبش بسلامت رفته و خودش هلاك شد . سوار دويم را آب برداشته چون شناورى ميدانست از اسب جدا شده بهزار سعى خود را به خشكى رسانيد و هم‌چنين چون اسب توانائى سوار بودند آن دو سوار ديگر نيز سالم عبور نمودند و اينجانب در كنار آب ايستاده در فكر رفتن بودم « 1 » كه از عقب سوار و بنه رسيدند . سواران اهل شام و مكاريان كيفيت آب را ديده مىخواستند مراجعت كرده باشند ، اينجانب آمده آنچه سواران زبده و اسبهاى توانا بود تمام را بالادست آب رانده و آنچه مالهاى وامنده « 2 » و قافله بود به زير دست انداخته كاروان در صحراى پرآب به همين كيفيت و به همين تدبير ايشانرا نجات داده و از آب گذشته ليكن چه گذشتنى كه كاش هرگز نگذشته بود با اين‌همه قافله يك دستمال دست ما باقى نماند كه تر نبوده باشد و چندين مال را آب برد كه تقريرى نيست . خلاصه از آب بيرون آمده « 3 » اكنون باد و باران بر اين لباس‌هاى تر مىزند و از سنگينى كسى را قوه حركت دادن خود نيست و بنه و نوكرها هنوز در عقب مانده و نيامده‌اند و هرقدرى از قافله كه باتفاق ما بر آب زده بودند چون بيد لرزان در گل و باتلاق زده روى به آبادى نهادند و پاره [ اى ] از كاروان در آنطرف آب باتفاق بنه مىآمدند . تصور
هامش
( 1 ) - در نسخهء ديگر : ميباشيم . ( 2 ) - در نسخهء مجلس : وامانده و صحيح است . ( 3 ) - نسخهء ديگر : آب برد ، با حالت خراب كه تقريرى نيست از آب بيرون آمده
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 252 | رضا قلى ميرزا نايب الاياله / اصغر فرمانفرمايى قاجار