هنگام تنگدستى در عيش كوش و مستى * كاين « 1 » كيمياى هستى قارون كند گدا را
آويزه گوش خود نمودهاند و بنوش داروى بيهوشى غنودهاند و اين از حكمت حضرت رب العزت است كه غفلت بر ايشان مسلط كرده تا اجر آنصدمات را دريافت نكنند و از نعمت آخرت در استغراق اين غفلت بىبهره بوده باشند . يوم شنبه بيست و سيم امرى واقع نشد .
عيد نصارى
يوم يكشنبه بيست و چهارم خواجه اسعد باش ترجمان عرض نمود كه امروز يوم الاحد و روز جشن طوايف نصارى است و تمام عيسويان اين شهر از اناث و ذكور و صغير و كبير امروز بصحرا رفته و بساطى از نصارى در بيرون شهر از ايشان برپاست و خالى از نشاط و انبساط نيست . ما هم كه مقصودمان سياحت و تماشا بود باستدعاى باش ترجمان دو ساعت بغروب مانده سوار شده از دروازه شهر بيرون رفته از جانب شرقى ولايت شام گلزارى از شكوفه و صحرائى از لاله و سبزه در كنار جويبار و آبهاى روان به نظر درآمد كه زبان تعريف در توصيف طراوت آن عاجز است .
نسيم صبح در اعجاز زنده كردن باغ * ببرد آب همه معجزات عيسى را
چمن مكر سرطان شد كه شاخ ازهارش « 2 » * طلوع داد بيكدم هزار شعرى را
هامش
( 1 ) - در نسخه اصل : كين
( 2 ) - نسخهء مجلس : نسترنش .