تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
مملكت رومم اكنون ميخواهم به « بيت المقدس » رفته باشم « 1 » ازو سئوال نموده كه چقدر راه مىباشد از شاه جهان آباد الى شام . بيان نمود كه هشت ماه راه است . و در روى دريا فقراتى چند از طوفان بيان نمود كه هوش از سر ما بدر رفت و يكنفر ديگر ملبس به لباس عثمانى بود و خود او از اهل نمسه بود و قليلى تركى ميدانست و آن شخص فرنگى قدرى شعر فارسى خواند و با ما تكلم نمود و بسيار خوشوقت ازين فقره شد كه لسان فارسى را فراموش ننموده است . بعد ازين فقرات خوراكى كه حاضر شد دست خاتون را گرفته بر سر خوراكى رفتيم . بعد از شام تا پنجساعت از شب رفته نشسته بوديم و آن شب بسيار خوش گذشت پس از آن به منزل خود آمديم .

ترتيب نامه هاى دولتى و خصوصى

يوم چهارشنبه بيست و هفتم وقايعى واقع نگشته و يوم پنجشنبه بيست و هشتم نيز امرى واقع نشده باليوز آنشب به منزل ما آمده قدرى نشست و پاره [ اى ] از قوانين انگريز بيان نمود الحق موافق حكمت مىباشد . من جمله بيان نمود كه هريك از ايلچيان و باليوزان كه به اطراف عالم ميروند و مأمور به خدمت دولت ميباشند هريك را بشخصه « 2 » اسمى مىباشد و لقبى بمناسبت منصب از دولت بجهة ايشان معين مىشود و قرارداد ايشان بر اين قسم است كه اگر مطلبى بمناسبت مصلحت دولت در او باشد عريضه [ اى ] كه بپادشاه يا امرا مينويسند كه صلاح دولت متيقن در آن امر است و مناسبت بشغل و خدمت دولت دارد لازم است كه در آخر
هامش
( 1 ) - نسخهء مجلس : ميخواهيم - رفته باشيم . ( 2 ) - نسخه ديگر اين كلمه ندارد .
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 240 | رضا قلى ميرزا نايب الاياله / اصغر فرمانفرمايى قاجار