عجمى از در خانه عبور مىكند كشانكشان و عصازنان خود را تا در خانه كشيده چشمش كه بر ما افتاد در كمال ضعف و نقاحت « 1 » تام گفت حاجى قوقو و پس از آن مرد و بجهنم و اصل شد . غرض اينكه در گفتن قوقو به اين شدت مايل ميباشند و بواسطهء همين فقره از نزديك بقسمى كه بايد سياحت نميشد . بارى غروب آفتاب به منزل مراجعت نموده يوم دوشنبه بيست و پنجم معلومات تازه واقع نشده .
يوم سهشنبه بيست و ششم باش ترجمان از جانب باليوزآمده و عرض نمود كه مركب نارى قريب است كه [ به ] بندرگاه بيروت آيد بهتر است كه شما تشريف صالحيه آورده خانه [ اى ] در كمال صفا بجهة سركار مهيا مىباشد و اكثر اوقات روز و شب من به خدمت رسيده و آنچه بخواطرم [ كذا ] برسد « 2 » عرض نموده باشم . همان روز بمحلهء قمريه صالحيه « 3 » نقل مكان نموده الحق جائى « 4 » باصفائى مشرف بر بساتين و دل از شام كنده و كمر سفر فرنگستان بسته قريب به مغرب باليوز آمده و ما را بخانهء خود
بازهم در خانهء باليوز
برده در كمال مهربانى و محبت اظهار خدمتى مينمود و آنشب دو نفر ديگر از فرنگيان تازه در آن مجلس به نظر رسيد يكى از آنها قليلى فارسى ميدانست از كيفيت احوال او استفسار نمودم گفت من باليوز « شاه جهان آباد » هندوستان بودهام اينروزها بجهة پاره [ اى ] مشاغل مأمور به
هامش
( 1 ) - در اصل و نسخهء ديگر چنين و غلط است . صحيح : نقاهت و عبارت و نسخهء ديگر : در ضعف و نقاهت تمام .
( 2 ) - نسخه مجلس : بخاطر برسد .
( 3 ) - نسخه مجلس قمريه ندارد .
( 4 ) - نسخه مجلس : جاى .