و ايشان به چلبى « 1 » مشهور ميباشند و طريقه شكار ايشان به اين قسم است كه الاغى را جوالى بر روى او انداخته يك طرف جوال را خاك ريخته
زندگى در پرتو شكار آهو
و طرف ديگر صياد پنهان شده در جوال با ميلى آهنى و ماچوى « 2 » ، الاغ را بصحرا و مكان آهو برده از ميان جوال ملاحظه نموده الاغ كه قريب به آهو مىشود ، در نهايت چالاكى از جوال برآمده و آهو را ميگيرد .
ليكن اين جانب نديدم و از تمام اعراب شنيدم گويا حقيقت داشته باشد .
و اين طايفه را اعراب بسيار رعايت مينمايند ، و دروغ در مدت عمر خود نمىگويند . بارى از اينكه مدتى بود آدمى به چشم نديده بوديم ، از ملاقات اين طايفه و سببسازى مسبب الاسباب بجهة ايشان و تفكر پاره [ اى ] امورات حالت غريبى بهمرسيد و آنروز جمعى از اعراب انيزه
مطالبهء اخوه
بجهة اخذ اخوه نزد محمد تويچرى آمده و مذكور نمودند كه دويست سيصد سوار عرب در بيابان عقب محمد و قافله حاج ميگردند . چهار ساعت از شب گذشته سركار شاه قلى ميرزا تشريف فرماى چادر من شدند .
نشسته بوديم و اين صحبت را ميداشتند كه با اعراب مخالف چه بايد كرد ؟ و حضرات جمّال و عكامها بر سر چاه آب برميداشتند ، كه يك دفعه غوغا از مردم بلند شد گفتند انيزه در حاج ريخت . مضطرب بر خاسته هريك تفنگ و اسلحه خود را برداشته بيرون رفتيم . جمعى را ديديم كه بر سر چاه ريخته و جمعى ديگر شيونكنان و فريادزنان هزيمت
هامش
( 1 ) - نسخه مجلس « بحيثى » . نسخه ديگر بصلبى .
( 2 ) - در نسخه مجلس « در جوال ميلى و ماچوى » . در نسخه ديگر :
« در جوال با ميل آهن و با چوب » .