مسافت كه طى كرده بر سر چاهى رسيده كه چهل ذرع عمق آن چاه بود و از كف چاه تا بالاى چاه از سنگ خاره بالا آورده و در وسط آن چاه سنگى بسيار عظيم بطريق چنبره يك پارچه نصب كرده بودند و بجهة
چاه پرفيض
برداشتن آب در آن روز بر سر آن چاه منزل كرديم . الحق عجب چاه با بركتى بود كه در يك روز هزار نفر آدم و پانصد شتر و دواب را سيراب كرده و به قدر پانصد مشك هم پر كرده ذخيره برداشتند ، و ابدا نقصان نيافته ، چنين مذكور مىشود كه اين چاه از ابنيه حضرت سليمان بن داود مىباشد كه در هنگامى كه جيوش حضرت ازين بيابان عبور نمودند عطش بر ايشان استيلا يافته چون هدهد آب را در زيرزمين مثل آينه مىبيند ، آنحضرت باحضار هدهد فرمان داد . هدهد به شهر « سبا » و ملاحظه بلقيس رفته بود . بعد كه هدهد حضور بهمرسانيد ، حضرت فرمودند كه بطلب آب رفته در جوف زمين هرجا كه آب نزديك باشد كاوش كرده آب تحصيل كن . هدهد اطراف آن بيابان را به نظر دقت ملاحظه كرده همين مكانرا انتخاب نموده آن حضرت ديوان را امر فرمود كه بحفر چاه و و تعمير آن اشتغال داشته باشند . مؤيد اين قول شهر صبا « 1 » در نزديكى آن چاه واقع است اكنون آثار و علامت ستونهاى قوى باقى مانده است و آثار ديگر كه به « قلعهء بلقيس » مشهور است در آن حوالى مىباشد .
و از جمله غرايب جمعى از زن و مرد كه جمعا پوست آهو لباس ايشان است و گوشت آهو خوراك ايشان مىباشد در ميان حاج آمده
هامش
( 1 ) - در اصل چنين است و در نسخهء مجلس و نسخه ديگر « سبا » و اين دومى صحيح است .