نموديم . يوم دوشنبه هفتم ، از آنمنزل حركت نموده به قدر هفت فرسنگ راه طى نموده به صحرائى رسيديم . جمعى از اعراب انيزه آمدند و مطالبه اخوه نمودند عاقبت كار به نزاع انجاميد . صبح هنگام حركت
مطالبه اخوه
اعراب در مقابل آمده و اهل قافله هم مستعد نزاع شدند . جمعيت اعراب همين كه ديدند قوه نزاع را در خود ندارند مراجعت به خانه خود نموده يوم سهشنبه هشتم هشت فرسنگ را طى نموده بصحراى بىآبى رسيده در آن بيابان منزل كرده از بىآبى بسيار تلخ گذشت . اغلب حاج با وجود عدم طهارت به درد جنابت گرفتار و نماز بىطهارت و وضو با جنابت به عمل آوردند چون حرجى بر ايشان نبوده و نيت خالص است اميدوار از واهب العطايا اينكه مقبولتر از نمازهاى با وضو گردد . يوم چهارشنبه نهم را از آن بيابان حركت نموده تا غروب آفتاب به قدر نه فرسنگ راه با لب تشنه قطع مسافت كرده بوادى بىآبى رسيديم . همگى از رفتار بازمانده حيوان و انسان را قوه حركت نبود . هرقدر بطلب آب به اطراف ميروند
باز هم بىآبى
سراغى از آب بدست نمىآيد بيچارگان حاج اگر در قمقمه قطرهء آبى ذخيره نموده بودند درين دو شبانهروز به مصرف رسانيده حال تحرير قطره آبى با جانى برابر است . اخوان در چادر نشسته بجز حكايت آب صحبتى در ميان نيست . آنشب به همين حالت بصبح رسيده يوم پنجشنبه دهم اهل قافله بواسطه عطش احدى را قوهء رفتار نبود كه تواند قطع منزلى نمايد ناچار در عطش تأمل نموده و افتانوخيزان از منزل حركت كرده محمد تويچرى كه قافلهسالار حاج بود جمعى سوار به اطراف بطلب آب
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 197
مساهمون: رضا قلى ميرزا نايب الاياله
ص١٩٧