فرستاده و قرار بر آن داد كه هرگاه آبى به نظر درآورند به جهت علامت عباى سياهى بر سر نيزه نموده تا به آن علامت مشخص شود كه آب كدام طرف است .
بعد از طى چهار فرسنگ راه در حالتى كه يأس كلى از آب بود كه از طرف يمين بفاصلهء نيم فرسنگ عبائى بر سر نيزه شد . مشخص گرديد كه سراغ آب شده است . تمامى حاج بىاختيار رو به آن طرف آورده ، دواندوان مشكها در دست گرفته شترها را رها نموده رو به آب روان شدند و آنهائيكه از تشنگى قوهء رفتار نداشتند با سينهء غلطان غلطان روان شدند . حالت غريبى مشاهده ميگرديد كه قوهء تحرير نيست . پس از وصول به آب در صحرا كمر كوهى بهمرسيده كه در زير آن كمى آب بارش جمع شده در غايت صفا مشخص است كه بعد از آنهمه زحمت چقدرها لذت حاصل خواهد شد . اهل قافله همانجا را منزل قرار داده و سيرآب گشتند و جامهها را شسته و پيراسته طبخى كرده همگى آسوده گشتند و شكر خداوند را بجاى آورده . و از آنجائى كه هر لذتى را بعد مرارتى مىباشد ، در اين بين خبر آوردند ، كه جمعى سوار غزو [ كذا ] آمدهاند كه دستاندازى نموده باشند . جمعيت محمد از اردوى حاج بيرون آمده تفنگچى را در جلو اردو سنگر بسته و نشسته و سوارها بيرون آمده چون آب در دست ما بود اعراب كه قريب شده قوهء نزاع را در خود نديده ، روان شدند . خلاصه آن روز را بر سر آن آب بسر برده از همه جهة آسوده گشتند . يوم جمعه دهم از آنجا حركت نموده هفت فرسنگ راه را طى نموده به منزل بىآبى فرود آمده يوم دوشنبه سيزدهم حركت نموده تا غروب آفتاب مقدار نه فرسنگ راه قطع مسافت نموده به منزل بىآبى فرود آمده ، يوم سهشنبه چهاردهم از آنمنزل حركت نموده سه فرسنگ
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 198
مساهمون: رضا قلى ميرزا نايب الاياله
ص١٩٨