باز سيد طماع ، طمعى بخواطرش « 1 » [ كذا ] رسيد . خواهش كرد و من مضايقه كردم . بىاختيار ظرف ترياك را از دست من گرفته و آب در او ريخته حل نموده به قدر يك مثقال ترياك سركشيده . كيفيت ترياك ميل بدماغ او كرده و خانه را بر سر او زده او را بقريه حديثيه كشانيد . ديگر خبرى از او نرسيد . كه بر او چه بگذشت . « معلوم من نشد كه زمانش چه عشوه داد » « 2 » .
قريهاى در ميان شط
بارى حديثيه قريهايست در ميان شط فرات واقع است . اطراف آن معموره را آب احاطه نموده است . از بغداد الى شام آبادى منحصر به همين يك قريه مىباشد . از بغداد تا آنجا هفت منزل است . جنوب آنجا به دو منزل بقريهء « حيط » ميرسد و سمت شمالش به دو منزل به « عار « 3 » » منتهى ميگردد و مردم آنجا بسيار صاحبجمال و خوش آبورنگ مىشود و از غرايب آنجا چشمهايست ، كه آبش در غايت حرارت مىباشد . در فصل زمستان آنچه ماهى درين شط و ساير شطهاى ديگر از قبيل شط العرب و دجلهء بغداد و غيره مىباشد بهواى گرمى آن چشمه در آنجا ميآيند و اهل آن ناحيه هرقدر كه بخواهند در يك روز از آنها صيد مينمايند .
حتى ، اينكه در روزى يكصد خروار صيد نمودهاند . غرض مكان بسيار خوشى مىباشد . اطراف آنجا از اعراب « انيزه » و « شمر » بسيار ميباشند .
همان روز از كنار شط حركت كرده دو فرسنگ راه آمده و منزل
هامش
( 1 ) - در نسخه ديگر طمع بخاطر رسيد .
( 2 ) - در نسخه ديگر : كيفيت ترياك ميل به خانه بر سر او زده او را بقريه حديثه دوانيد خبر از او نشد كه بر او چه بگذشت .
( 3 ) - در نسخه ديگر عانه .