تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
قريب دو سه هزار عرب از مقابل نمايان گشته و ارادهء ايشان عريان نمودن خلق و اهل قافله است . اين‌جانب دوربين را برداشته و بر فراز بلندى خود را رسانيده ، آنچه ديده شد قريب هفتصد هشتصد سوار زياده ديده نشد . مراتب را آمده و باهل قافله گفتم ، سبحان اللّه كه چه حالتى از استماع اين قضيه بر مردم بيچاره روى داد .

نبرد با راهزنان

اينجانب و برادرها و عم گرام كيومرث ميرزا سوار بر اسب شده و هريك از قافله كه يابو يا قاطرى داشته و سوار بوده از ميانهء حاج خارج شده و به قدر هفتاد تفنگچى از محمد تويچرى همراه بوده در جلو اين قافله فاصلهء نيم فرسنگ روان شده قريب به آن سواران كه رسيديم شخص عربى بقانون اعراب اسب تاخته و در ميان آمد و مبارز طلبيد و از جانب حاج تيمور ميرزا اسب خود را حركت داده و قبل از رفتن او در مقابل آنشخص به او غدغن نموده كه راكب را نزده و مركوب را زده باشد و آنشخص عرب كه ملاحظه نمود تيمور ميرزا قريب بوى رسيده اسب انداخته بر سر تيمور ميرزا و تيمور ميرزا از جلو او بدر رفته همين كه قدرى نزديك رسيد تيمور ميرزا برگشت و بازوى اسب آنشخص عرب را به نظر درآورده تفنگ را آتش داد كه مرد و مركب در غلطيدند . سواران ديگر كه يافتند كه ما را سوار و تفنگچى مىباشد و به اين آسانى نميتوانند كه بر ما فايق آمده باشند طمع را موقوف نموده از ما درگذشتند . پس از آنكه قدرى دور گشتند اينجانبان در قافله حاج آمده در كنار رودخانهء خشكى كه قدرى آب بارش در آن جمع شده بود منزل نموده الحق فرج بعد از شدّة بود
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 191 | رضا قلى ميرزا نايب الاياله / اصغر فرمانفرمايى قاجار