تلخى منزل قبل سوار نشده كه بيك بار شتر با كجاوه بر زمين خورد والى به زير شتر ماند و بمرتبه [ اى ] بد بر زمين فرود آمد كه اميد حيات نبود
سختىهاى كجاوهنشينى
از آنجائى كه فيض پروردگار شامل بود با وجوديكه رو بسراشيبى بود با آنقسم افتادن صدمه نرسيد . صد هزار شكر پروردگار را بجاى آورده قدرى راه را كه طى نموده گراز بسيار بزرگى خود را در ميان قافله حاج انداخته شخص حاجى بيچاره [ اى ] كه اهل بغداد بود و پياده مىآمد به او رسيده و ران او را زد بمرتبه [ اى ] بريد كه استخوان ران آنشخص نمودار شد .
تيمور ميرزا كه سوار اسب بود آن گراز را بضرب گلوله از پاى درآورد و شر آن جانور را از سر حاج بيچاره دور گردانيد . يك ساعت بغروب مانده در بيابانى رسيده و فرود آمده ، در تفحص آب برآمده هرچند به اطراف به جهت
بىآبى
تحصيل آب رفته اثرى ظاهر نگشته عاقبت الامر پس از تجسس چند گودال آبى به نظر رسيد . چگونه آبى كه انسان از شدت تعفن آن آب از پنجاه قدمى آن عبور نتوانستى كرد . خود اعراب باديه نيز قوهء آشاميدن آن آب را نداشتند .
آنشب الى صبح احدى آب ننوشيد . كار بمرتبه [ اى ] رسيد كه خلق نزديك به هلاكت رسيدند . لابد شده از آن آب آشاميدند پناه بر خدا كه چگونه آبى بود . آن روز در آنمنزل ويران توقف نموده و شش فرسنگ راه آمده .
بيست و سوم رمضان از آنمنزل حركت نموده با حالت خراب و كام تشنه ، آن روز به علت عطش كه بر قافله حاج استيلا يافته بود ،
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 189
مساهمون: رضا قلى ميرزا نايب الاياله
ص١٨٩