و بحسب آب و هيزم بر مردم بسيار خوش گذشت . آن روز را شش فرسنگ راه قطع نموده بوديم .
[ بيست و پنجم از آنمنزل حركت ننموده كه قافله از كسالت بيرون آمده باشند ] « 1 » .
بيست و ششم از آنمنزل حركت نموده شش فرسنگ راه را طى نموده بمنزلى رسيديم كه آب بارش و هيزم بسيار خوبى داشته زياده از حد بر خلق خوش گذشت .
بيست و هفتم از آنمنزل حركت نموده ، آن روز تمام راه پستى و بلندى بود . با وجود سوارى شتر و كجاوه زياده از حد تلخ گذشته بعد كه منزل رسيديم قليل آب بارشى بوده آن روز را پنج فرسخ راه طى نموده بوديم .
بيست و هشتم چونكه يوم قبل آبى نبود زياده از كفايت همان روز كه بهمراه برداشته و ذخيره نموده باشند ، آن روز از طلوع صبح الى غروب آفتاب راه آمده كه شايد به شط فرات رسيده باشند كه هوا تاريك
باز هم بىآبى
شد و خوف عرب باديه و گم نمودن راه ، لابد و ناكام با كامهاى تشنه در آن بيابان فرود آمده محمد تويچرى را خواسته از او استفسار نمودم آب كجاست ؟ تمام مردم از عطش هلاك شدند . جواب گفت :
در چهار فرسنگى اين مكان شط فرات است و هركس از حاج آدمى از خود بر شتر توانائى سوار نموده و مشك فرستاده تا نصف شب آب برسد و اهل قافله بگفتهء محمد تويچرى عمل نموده و هركس به جهت تحصيل آب
هامش
( 1 ) - نسخهء مجلس اين عبارت را ندارد .