اكنون كه اول صبح و طلوع آفتاب است از تفضلات حضرت بارى جمعى كه بطلب آب رفته بودند مراجعت كردند و آب فرات را در كمال خوبى و سردى آوردند و آشاميدند و پس از كثافات تطهيرات به عمل آورده شكر الهى را بجاى آوردند
لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ
و
يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
« 1 » و از آنمنزل حركت نموده قريب نه فرسنگ تا غروب آفتاب طى نموده به دو فرسنگى شط فرات رسيده در عرض راه كه ميآمديم تيمور ميرزا سوار اسب بود ، درّه [ اى ] نمايان شد كه عبور حاج لابد از آن دره ميبود . سوراخ بسيار بزرگى در مقابل بود حاجى على اكبر نام شيرازى يكى از اهل قافله بود . نظر در آن سوراخ افكند ديد افعى خوابيده تا خواست اخبار به
شكار افعى
تيمور ميرزا داده باشد يابوى بنهء حاج مشار اليه قريب بسوراخ رسيد .
افعى جستن نمود كه يابو را زده باشد يابو فرار نمود تيمور ميرزا بضرب دو گلوله او را مقتول نموده و شر او را از سر مردم كوتاه نمود . اين قضيه در روز عيد رمضان واقع شده غروب آفتاب به منزل بىآبى رسيده بهر طريق بود آنشب را بسر برده دوم شوال « 2 » از آنمنزل حركت نموده قريب پنج فرسنگ كه آمده بشط فرات رسيده و اسم آن قريهء مسمات به « حديثيه » « 3 » شده در عرض راه شتر كجاوه به علت ضعف بر زمين خورده و اين فقره سيم است كه شتر ما باز بر زمين خورده . خلاصه اين جانب و والى بر روى يكديگر غلطيده بطريقى كه دو روح در بدنى و يا چون دو مغز بادام در پوستى للّه الحمد كه آسيبى نرسيده بخير گذشت . دو ساعت بغروب مانده در كنار
هامش
( 1 ) - عبارت صحيح آيه اين است :إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً .ف .
( 2 ) - در حاشيه نسخه اصل نوشته 1252 و صحيح نيست . ف
( 3 ) - در نسخهء مجلس : حديبيه در نسخه ديگر حديثه .