دورى برادران
از بغداد متفرق گشته و وداع نموده روانه نجف اشرف شدند . سبحان اللّه از دورى و فراق برادران چه روز و شبى بر اين جانب گذشت و اين جانب چونكه منظورم از اين سفر گذرانيدن كارهاى كليه و رفاه حال خلق مملكتى بود بنابراين لازم آمد كه شخص دانا و مدبرى مثل برادر مكرم معظم محترم والى همراه باشد . لهذا او را اخبار داده و از عقيدهء خود او را آگاه نموده كه درين سفر بهمراه بوده باشد . فورا مراسله نوشته و به چاپار داده و خواهش تشريف آوردن ايشان را از كربلاى معلى نمودم .
يوم شنبه شانزدهم « 1 » ، اعمام گرام از كربلاى معلى وارد كاظمين ع شدند و اينجانب بجهة ديدن ايشان بكاظمين رفته و به منزل ايشان كه رسيده جمعيت كثيرى از اعراب و اشراف بغداد و اهل حاج در آن مجمع بوده و مشغول قرار و مدار حركت حاج را با محمد توىچرى ميدادند [ كذا ]
طى كردن كرايه حاج
و اين جانب هم در آن محل نشسته پس از گفتوشنود بسيار قرار داده شد كه كرايهء يك كجاوه از بغداد الى شام هشتاد و پنجتومان باشد و سرنشين سى و پنجتومان مشروط بر اينكه در عرض راه دينارى از سلسلهء حاج مطالبه نشود .
محمد تويچرى قبول نموده و صيغه خوانده شد و از آن مجلس برخاستند و هركسى به جهت تدارك سفر خود رفت و اين جانب آنشب را
هامش
( 1 ) - شنبه شانزدهم هم صحيح نيست و بايد دوشنبه شانزدهم باشد . ف .