در منزل عم اكرم كيومرث ميرزا توقف نموده فردا صبح به بغداد مراجعت نموده و مشغول تدارك سفر خود گرديدم .
چهارشنبه بيست و هفتم جناب سيد سليمان با مكاتيب چند از صاحبه معظمه نواب حاجيه و محبّ واقعى جناب ملا يوسف كليددار نجف اشرف وارد نزد اينجانب گرديد . تمام مضامين نوشتجات مشعر بر موقوف نمودن اين سفر بود و اين جانب كه ملاحظه احوال خود را نداشتهام « 1 » بل تمام خيال متوجه نام رفته پدر بود و ممات را هزار مرتبه بر حيات درين حالت ترجيح ميدادم ، لهذا نصايح ايشان مفيد نيفتاد و جواب صريح دادم .
يوم پنجشنبه پنجم ماه مبارك رمضان « 2 » برادر مكرم مهربان والى از كربلاى معلى وارد منزل اين جانب گشت . از ورود برادر مكرم نهايت شعف و بهجت روى داد . چهاردهم ماه مبارك رمضان از بغداد حركت
حركت از بغداد
نموده خود به كاظمين ( ع ) رفته بنه و چادر و اسباب را در خارج شهر كاظمين در اردوى حاج زده و خود اينجانب در خانهء حاجى عابد نامى فرود آمده دو روز و دو شب در آنجا بوده و روز ديگر از آنجا حركت نموده بچادرها آمدم .
هفدهم ماه مبارك رمضان از خارج شهر كاظمين ع حركت نموده باتفاق قافله حاج بر شترها نشسته الحق خالى از حالتى نبود . حاج عجم كه در مدت عمر خود سوار شتر نشده وآنگهى شترى كه بىاسباب و لجام باشد ، باقسام مختلف از شترها زمين خورده ، آن روز به علت خامى شترها و ناتمامى اسباب در يك فرسخ و نيمى منزل نموده ، بيستم ماه مبارك
بهمراه كاروان حاج
هامش
( 1 ) - در نسخه ديگر نداسته .
( 2 ) - در حاشيه نسخه اصل نوشته شده است 1252 و صحيح نيست . ف .